جمال رضايى

665

بيرجندنامه ( فارسى )

فصل پنج انفيه اين واژه كه در عربى « انفيّه » تلفظّ مىشود منسوب به انف به معنى « بينى » است كه در فارسى و نيز در گويش بيرجند با تخفيف " ى " تلفّظ مىشود و " مجموعه‌ايست از داروهاى معطّر و مخدّر و عطسه‌آور كه آن را گاه در بينى كنند و از آن احساس نشأه نمايند " و گاه به آن گرد تنباكو نيز مىافزايند . اين آميزه باعث ترشّح جدار داخلى بينى مىشود و " خشكى " بينى معتادان را به " ترى " تبديل مىكند و چون عطسه‌آور نيز مىباشد باعث " عطسه‌زدن " مصرف‌كننده مىشود و به قول مصرف‌كنندگان سرشان را " سبك " مىكند . انفيه را در قوطىهاى كوچك و گاهى زينتى و گران‌قيمت نگه‌دارى مىكردند ، به اين قوطىها " انفيه‌دان " ( انفيه‌دا [ ن ] anfiye ( do [ n ] مىگفتند . انفيه در زمان بحث ما هواخواهان زيادى داشت و معمولا افراد سالمند از آن استفاده مىكردند : بدينسان كه مقدار كمى از آن را در يك سوراخ بينى مىنهادند و سوراخ ديگر را با انگشت مىگرفتند و انفيه را با هوا بالا مىكشيدند سپس در سوراخ ديگر بينى مقدارى مىگذاردند و به همان ترتيب بالا مىكشيدند . انفيه امروز رواج گذشته را ندارد .